الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

30

تفسير مجمع البيان (فارسى)

« ابو مرة » او را صدا كنيد . مقاتل گويد : نرمى كردن با او اين است كه به او بگويند : « هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى » ( النازعات 79 و 80 ) آيا ميخواهى تزكيه شوى و ترا هدايت كنم بسوى خدايت كه از او بترسى . گويند : موسى نزد فرعون رفت و به او گفت : ايمان آور بخداى جهان تا جوانى و ملك تو پايدار بماند و تا آخر عمر از لذائذ زندگى اين جهان برخوردار باشى و پس از مرگ داخل بهشت شوى . فرعون در تعجب ماند و چون بدون هامان در كارها تصميم نمىگرفت ، هنگامى كه هامان آمد جريان را برايش تعريف كرد . هامان گفت : - تو داراى عقل و تدبير روشن هستى . تو خدايى و حالا مىخواهى بندهء خداى ديگرى شوى و ديگرى را پرستش كنى . يحيى بن معاذ بدرگاه خدا عرض مىكرد : هذا رفقك به من يدعى الربوبية فكيف رفقك به من يدعى العبوديه » اين است مدارايى تو با كسى كه ادعاى خدايى مىكند . چگونه است مدارايى تو با كسى كه ادعاى بندگى مىكند ؟ ؟ لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى : او را از روى اميد و انتظار دعوت كنيد ، نه از روزى يأس و عدم انتظار . بديهى است كه اگر انسان كارى را از روى اميد انجام دهد ، بهتر به ثمر مىرسد تا كارى را از روى يأس انجام دهد . زجاج مىگويد : يعنى شما به اميد و طمع هدايت پيش فرعون برويد و خداوند به آنچه خواهد شد آگاه است . هميشه پيامبران به اميد و انتظار اينكه مردم سخنانشان را بپذيرند ، مبعوث مىشوند . در اينجا قرآن كريم ميخواهد مقصود از بعثت موسى را كه عبارت است از بر - طرف كردن غفلت فرعون از ربوبيت خداوند و بندگى خودش و ترسانيدن وى از كيفر الهى بيان دارد . در دعوت مردم و در امر بمعروف و نهى از منكر بايد كمال نرمش و